متعلق به دوک یا مربوط به مقام، دارایی یا اقتدار او
مثالهای طبیعی
Visitors explored the old ducal palace after lunch.
بازدیدکنندگان پس از ناهار از کاخ قدیمیِ دوک دیدن کردند.
The museum displayed several ducal letters beside the portraits.
موزه چند نامهٔ متعلق به دوک را در کنار پرترهها به نمایش گذاشت.
Reforms gradually reduced ducal authority in the region.
اصلاحات بهتدریج از اختیارات دوک در آن منطقه کاست.
نکتهٔ کاربردی
ducal به معنای مجلل یا گرانقیمت نیست؛ فقط رابطهٔ چیزی را با دوک نشان میدهد.
