معنی ۱neutral · 86%
پرندهای آبزی با نوک پهن، پاهای کوتاه و اغلب پاهای پردهدار.
مثالهای طبیعی
A duck swam across the pond.
اردکی عرض برکه را شنا کرد.
We fed the ducks some seeds.
به اردکها کمی دانه دادیم.
Can you see that duck beside the reeds?
آن اردک را کنار نیزار میبینی؟
نکتهٔ کاربردی
Duck نام کلی این پرنده هم هست؛ بچهٔ اردک را duckling مینامند.
ترکیبهای رایج
— اردکی که در طبیعت آزاد زندگی میکند
