معنی ۱neutral · 86%
اردک جوان، بهویژه زمانی که هنوز کوچک و کرکی است.
مثالهای طبیعی
A duckling followed its mother across the path.
جوجهاردکی پشت مادرش از مسیر گذشت.
The ducklings have soft yellow feathers.
جوجهاردکها پرهای زرد و نرمی دارند.
We counted five ducklings on the lake.
پنج جوجهاردک را روی دریاچه شمردیم.
نکتهٔ کاربردی
Duckling بچهٔ اردک است، نه گونهای جداگانه؛ جمع آن ducklings است.
ترکیبهای رایج
— جوجهاردکی با کرکهای نرم
