معنی ۱neutral · 85%
لوله یا مجرایی که هوا، مایع یا مادهای دیگر را در ساختمان یا بدن جابهجا میکند.
مثالهای طبیعی
Dust had collected inside the ventilation duct.
گردوغبار داخل مجرای تهویه جمع شده بود.
The workers replaced several damaged air ducts.
کارگران چند کانال هوای آسیبدیده را تعویض کردند.
A blocked tear duct caused constant watering.
بسته شدن مجرای اشکی باعث آبریزش مداوم چشم شد.
نکتهٔ کاربردی
در ساختمانها duct بیشتر مجرای عبور هواست؛ در کالبدشناسی ممکن است مایعات را منتقل کند.
