سرپناهی که با کندن زمین یا دامنهٔ تپه ساخته شده باشد.
مثالهای طبیعی
The soldiers waited inside a damp dugout.
سربازان درون پناهگاه مرطوبی که در زمین کنده شده بود منتظر ماندند.
The family built a dugout beside the hillside.
خانواده کنار دامنهٔ تپه سرپناهی در دل خاک ساخت.
Visitors entered the restored dugout through a narrow door.
بازدیدکنندگان از در باریکی وارد پناهگاهِ بازسازیشده شدند.
نکتهٔ کاربردی
dugout پناهگاهی در دل زمین است؛ trench معمولاً گذرگاهی طولانی و روباز است.
