معنی ۱neutral · 88%
زندان تاریک زیرزمینی، بهویژه در قلعه یا داستانی خیالی
مثالهای طبیعی
The knight escaped from the dungeon before dawn.
شوالیه پیش از سپیدهدم از سیاهچال فرار کرد.
Stories describe dungeons beneath old castles.
در داستانها از سیاهچالهایی در زیر قلعههای قدیمی یاد میشود.
They found a dungeon in the fantasy game.
آنها در یک بازی فانتزی سیاهچالی پیدا کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای بازداشتگاههای امروزی در انگلیسی روزمره معمولاً prison یا cell طبیعیتر از dungeon است.
