توده یا پشتهای از فضولات حیوانی که در یک جا جمع شدهاند
مثالهای طبیعی
The hens scratched around the dunghill behind the barn.
مرغها دور تودهٔ سرگینِ پشت انبار کاه زمین را نوک میزدند.
Every cottage once had a dunghill beside its garden.
قدیمها کنار باغچهٔ هر خانهٔ روستایی تودهای سرگین بود.
Volunteers cleared two neglected dunghills from the site.
داوطلبان دو تودهٔ سرگینِ رهاشده را از آن محل پاکسازی کردند.
نکتهٔ کاربردی
dunghill به خودِ توده اشاره دارد و dung نامِ موادِ تشکیلدهندهٔ آن است. manure heap در کشاورزی روزمره رایجتر است.
