معنی ۱neutral · 86%
کسی که فریب خورده و چیزی نادرست را باور کرده یا به فردی فریبکار کمک کرده است.
مثالهای طبیعی
The fraudster treated every buyer as a dupe.
کلاهبردار با هر خریدار مثل آدمی سادهلوح و فریبخورده رفتار میکرد.
He was an unwitting dupe in the smuggling scheme.
او بیآنکه بداند در طرح قاچاق، مهرهای فریبخورده بود.
I felt like a dupe after trusting the fake advertisement.
بعد از اعتمادکردن به آگهی جعلی، احساس کردم سرم کلاه رفته است.
نکتهٔ کاربردی
dupe در نقش اسم به قربانیِ فریب اشاره میکند؛ در نقش فعل dupe یعنی فریبدادن.
