فریبکاریِ عامدانه از راهِ نشاندادنِ نیتها یا روایتهای متفاوت به افرادِ مختلف.
مثالهای طبیعی
Documents exposed the contractor’s duplicity during negotiations.
اسناد، دورویی و فریبکاریِ پیمانکار را در جریانِ مذاکرات آشکار کردند.
Duplicity undermined both sides’ confidence in the treaty.
فریبکاری اعتمادِ هر دو طرف را به پیمان تضعیف کرد.
Staff accused the executive of duplicity over promised safeguards.
کارکنان، مدیرِ ارشد را دربارهٔ تضمینهای وعدهدادهشده به دورویی متهم کردند.
نکتهٔ کاربردی
Duplicity به معنای صرفِ تغییرِ نظر یا بلاتکلیفی نیست؛ عنصرِ فریبِ آگاهانه در آن وجود دارد.
