معنی ۱neutral · 86%
تواناییِ چیزی برای دوامآوردن در مدت طولانی، بدون آسیبدیدن یا فرسودهشدن.
مثالهای طبیعی
These boots offer excellent durability on rocky trails.
این چکمهها در مسیرهای سنگلاخی دوام فوقالعادهای دارند.
We chose oak for its durability.
چوب بلوط را به خاطر دوامش انتخاب کردیم.
The study measured the durability of recycled plastic.
این پژوهش دوام پلاستیک بازیافتی را اندازهگیری کرد.
نکتهٔ کاربردی
durability نام یک ویژگی است، نه یک شیء بادوام؛ میتوان گفت the durability of a product.
