معنی ۱neutral · 88%
دستمال یا وسیلهای که برای پاککردن گردوغبار از سطوح استفاده میشود
مثالهای طبیعی
She wiped the shelf with a duster.
او با یک گردگیر قفسه را پاک کرد.
A feather duster hung beside the broom.
یک گردگیر پَری کنار جارو آویزان بود.
These dusters trap dust without scratching furniture.
این گردگیرها بدون خشانداختن روی مبلمان، گردوغبار را به خود جذب میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Duster گردوغبار را از سطح مبلمان برمیدارد، اما dustpan خاک و آشغالی را که با جارو جمع شده دریافت میکند.
