معنی ۱neutral · 86%
کسی که در مکان یا نوع خاصی از محیط زندگی میکند.
مثالهای طبیعی
City dwellers often rely on public transport.
ساکنان شهر اغلب به حملونقل عمومی وابستهاند.
The cave dweller used fire for warmth.
غارنشین برای گرمشدن از آتش استفاده میکرد.
As an apartment dweller, I rarely need garden tools.
من که آپارتماننشین هستم، بهندرت به ابزار باغبانی نیاز دارم.
نکتهٔ کاربردی
dweller معمولاً با واژهای که مکان را مشخص میکند میآید؛ در گفتوگوی روزمره resident بهتنهایی رایجتر است.
