معنی ۱neutral · 86%
دنبالهای از فرمانروایان یک خاندان در دورهای مشخص.
مثالهای طبیعی
This dynasty governed the region for two centuries.
این سلسله دو قرن بر منطقه حکومت کرد.
A new dynasty rose after the civil war.
پس از جنگ داخلی سلسلهٔ تازهای به قدرت رسید.
Historians disagree about why the dynasty collapsed.
مورخان دربارهٔ دلیل سقوط آن سلسله اختلافنظر دارند.
نکتهٔ کاربردی
dynasty بهصورت مجازی برای خانوادههای بانفوذ هم به کار میرود؛ برخلاف government، به جانشینیِ اعضای یک خانواده وابسته است.
