معنی ۱neutral · 80%
بهطور جداگانه برای هر فرد یا هر چیز در یک گروه.
مثالهای طبیعی
They each speak once.
آنها هرکدام یک بار صحبت میکنند.
We each have a job.
ما هرکدام یک کار داریم.
The players each run fast.
بازیکنان هرکدام سریع میدوند.
نکتهٔ کاربردی
Each در نقش قید اغلب بعد از فاعل جمع میآید تا نشان دهد افراد یک کار را جداگانه انجام میدهند.
ترکیبهای رایج
— هر بار که چیزی اتفاق میافتد
