معنی ۱neutral · 90%
هر یک از دو یا چند شخص یا چیز که جداگانه در نظر گرفته میشوند
مثالهای طبیعی
Each student gets a book.
هر دانشآموز یک کتاب میگیرد.
Each child has a room.
هر کودک یک اتاق دارد.
Each worker wears a badge.
هر کارگر یک نشان شناسایی به تن دارد.
نکتهٔ کاربردی
each بر افراد یا چیزها بهصورت یکییکی تأکید میکند، در حالی که both بر دو مورد با هم تأکید دارد.
