علاقه و هیجان شدید برای انجام دادن یا دریافت چیزی
مثالهای طبیعی
Her eagerness to learn impressed the supervisor.
اشتیاق او به یادگیری سرپرست را تحت تأثیر قرار داد.
Fans showed their eagerness for tickets by arriving early.
هواداران با زود آمدن برای خرید بلیت اشتیاقشان را نشان دادند.
The interview revealed his eagerness to help others.
مصاحبه نشان داد او چقدر مشتاق کمک به دیگران است.
نکتهٔ کاربردی
برای عمل از eagerness to + فعل پایه و برای چیز مطلوب از eagerness for + noun استفاده میشود. این اسم معمولاً غیرقابلشمارش و eager صفت آن است.
