معنی ۱neutral · 86%
دردی که درون یک یا هر دو گوش احساس میشود.
مثالهای طبیعی
My son has an earache and cannot sleep.
پسرم گوشدرد دارد و نمیتواند بخوابد.
She sometimes gets earaches after swimming.
او گاهی بعد از شنا گوشدرد میگیرد.
He complained of earache during the flight.
او هنگام پرواز از گوشدرد شکایت کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای گوشدرد مشخص میتوان an earache گفت؛ earache بدون حرف تعریف هم بهویژه در انگلیسی بریتانیایی رایج است.
ترکیبهای رایج
— گوشدرد داشتن
