زودتر از زمانِ معمول یا مورد انتظار اتفاق افتادنِ چیزی
مثالهای طبیعی
Despite the earliness of the hour, buses were crowded.
با وجود زود بودنِ ساعت، اتوبوسها شلوغ بودند.
The earliness of spring caught many gardeners off guard.
زودرسیدنِ بهار بسیاری از باغبانان را غافلگیر کرد.
Researchers compared the earliness of speech development across groups.
پژوهشگران زمانِ زودهنگام آغاز رشد گفتار را میان گروهها مقایسه کردند.
نکتهٔ کاربردی
earliness در گفتوگوی روزمره چندان رایج نیست؛ عبارتهایی مانند early arrival یا how early something happened طبیعیترند.
