معنی ۱neutral · 85%
ساختهشده از خاک طبیعی یا رس، نه از مواد صنعتیِ بادوامتر.
مثالهای طبیعی
The old house had thick earthen walls.
خانهٔ قدیمی دیوارهای ضخیم خشتی داشت.
Workers uncovered an earthen vessel beside the hearth.
کارگران ظرفی سفالی را کنار اجاق کشف کردند.
They reinforced the earthen bank before the storm.
آنها پیش از طوفان، خاکریز را تقویت کردند.
نکتهٔ کاربردی
earthen معمولاً درست پیش از اسم میآید؛ earthy به ویژگی خاکمانند یا سبکی ساده و بیتکلف اشاره دارد.
