معنی ۱neutral · 90%
لرزش ناگهانی زمین بر اثر حرکتهایی در درون آن
مثالهای طبیعی
A strong earthquake damaged several buildings overnight.
زلزلهای قوی در طول شب به چند ساختمان آسیب رساند.
Stay away from windows during an earthquake.
هنگام زلزله از پنجرهها فاصله بگیر.
The city suffered a major earthquake in 1988.
شهر در سال ۱۹۸۸ دچار زلزلهای بزرگ شد.
نکتهٔ کاربردی
`Earthquake` قابلشمارش است: `an earthquake`، `several earthquakes`.

