معنی ۱neutral · 88%
جانوری نرم و دراز که در خاک زندگی میکند و به سالمماندن آن کمک میکند
مثالهای طبیعی
An earthworm crawled across the wet path.
یک کرم خاکی روی راه خیس میخزید.
Are earthworms good for vegetable gardens?
آیا کرمهای خاکی برای باغچههای سبزی مفیدند؟
She gently moved the earthworm back into the soil.
او کرم خاکی را با ملایمت دوباره داخل خاک گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
Earthworm یککلمهای نوشته میشود؛ برخلاف حشرات، کرم خاکی پا ندارد.
