معنی ۱neutral · 84%
به سمت شرق یا در جهت شرق.
مثالهای طبیعی
They travel east every summer.
آنها هر تابستان به سمت شرق سفر میکنند.
The road goes east.
جاده به سمت شرق میرود.
We walked east after lunch.
ما بعد از ناهار به سمت شرق پیاده رفتیم.
نکتهٔ کاربردی
East در نقش قید جهت را نشان میدهد و اغلب بعد از فعلهای حرکتی مانند go، travel، walk و move میآید.
ترکیبهای رایج
— به سمت شرق حرکت کردن
