چیزی که انجام دادن یا فهمیدن آن به تلاش، مهارت یا دشواری زیادی نیاز ندارد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
آسان
Deutsch
leicht
Հայերեն
հեշտ
hesht
مثالهای طبیعی
This is an easy exercise.
این یک تمرین آسان است.
The test was easy.
آزمون آسان بود.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈiː.zi/آمریکایی: /ˈiː.zi/
تأکید روی بخش اول کلمه است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
آسان
Deutsch
leicht
Հայերեն
հեշտ
hesht
This is an easy exercise.
این یک تمرین آسان است.
The test was easy.
آزمون آسان بود.
This game is easier than that.
این بازی از آن یکی آسانتر است.
easy چیزی را توصیف میکند که به تلاش، مهارت یا فکر زیادی نیاز ندارد. این واژه میتواند برای کارها، فعالیتها، پاسخها یا موقعیتها استفاده شود.
This question is more easy than that one.
This question is easier than that one.
easy در حالت مقایسهای معمولاً به شکل easier استفاده میشود.
وقتی چیزی ساده است یا به تلاش زیادی نیاز ندارد، از easy استفاده کنید. برای مقایسهٔ میزان دشواری از easier و easiest استفاده کنید.
شکل مقایسهای درست easy را انتخاب کنید.