غذا را در دهان گذاشتن، جویدن و بلعیدن؛ خوردن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
خوردن
Deutsch
essen
Հայերեն
ուտել
utel
مثالهای طبیعی
I eat breakfast every morning.
من هر روز صبح صبحانه میخورم.
She eats an apple every day.
او هر روز یک سیب میخورد.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /iːt/آمریکایی: /iːt/
این فعل یکهجایی است و همان یک هجا با تکیهٔ کامل تلفظ میشود.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
خوردن
Deutsch
essen
Հայերեն
ուտել
utel
I eat breakfast every morning.
من هر روز صبح صبحانه میخورم.
She eats an apple every day.
او هر روز یک سیب میخورد.
We ate at a restaurant.
ما در یک رستوران غذا خوردیم.
از eat برای غذاهای جامد و وعدههای غذایی استفاده میکنیم. برای مایعات از drink استفاده میشود. شکلهای بیقاعدهٔ اصلی این فعل eat, ate, eaten هستند.
I ate a drink.
I drank a drink.
از eat برای غذا و از drink برای مایعات استفاده میشود.
وقتی کسی غذا مصرف میکند، از eat استفاده میکنیم. میتوان آن را با نام یک خوراکی، یک وعدهٔ غذایی یا مکانی که در آن غذا میخوریم به کار برد. شکلهای این فعل را به خاطر بسپار: eat → ate → eaten.
جملهٔ درست در زمان گذشته را انتخاب کن.