معنی ۱neutral · 86%
شخص یا جانوری که بر اساس غذایی که میخورد یا نحوهٔ غذاخوردنش توصیف میشود.
مثالهای طبیعی
Our youngest is a picky eater who dislikes vegetables.
کوچکترین فرزندمان بدغذاست و سبزیجات دوست ندارد.
Even a big eater can choose healthy snacks.
حتی کسی که زیاد غذا میخورد هم میتواند میانوعدههای سالم انتخاب کند.
Many insect eaters are active after sunset.
بسیاری از حشرهخواران پس از غروب آفتاب فعالاند.
نکتهٔ کاربردی
eater معمولاً با صفت یا توصیفی مثل picky، big یا meat طبیعی است؛ بهتنهایی چندان رایج نیست.
