معنی ۱neutral · 86%
فعالیت خوردن غذا، بهخصوص در ارتباط با زندگی روزمره یا سلامت.
مثالهای طبیعی
Healthy eating takes planning and practice.
تغذیهٔ سالم به برنامهریزی و تمرین نیاز دارد.
We discussed eating together as a family.
دربارهٔ غذا خوردن دور هم بهعنوان یک خانواده صحبت کردیم.
After the treatment, eating was uncomfortable.
بعد از درمان، غذا خوردن ناراحتکننده بود.
نکتهٔ کاربردی
Eating نام فعالیت است؛ پس از enjoy برای بیان فعالیت، شکل ing به کار میرود.
