پنهانی گوشدادن به گفتوگویی که قرار نیست آن را بشنوید.
مثالهای طبیعی
A colleague tried to eavesdrop on our meeting.
یکی از همکاران سعی کرد یواشکی به جلسهٔ ما گوش بدهد.
Please stop eavesdropping outside my room.
لطفاً بیرون اتاق من دست از گوشایستادن بردار.
The witness admitted he had eavesdropped on the call.
شاهد اعتراف کرد که مخفیانه به تماس تلفنی گوش داده بود.
نکتهٔ کاربردی
eavesdrop در کاربرد معیار مفعول مستقیم نمیگیرد؛ eavesdrop on someone درست است، نه eavesdrop someone.
