معنی ۱neutral · 86%
عمل گوشدادنِ پنهانی به گفتوگوهای خصوصی دیگران.
مثالهای طبیعی
The company prohibits eavesdropping on private calls.
شرکت استراق سمع تماسهای خصوصی را ممنوع کرده است.
Her eavesdropping damaged their friendship.
گوشایستادنهای مخفیانهٔ او به دوستیشان آسیب زد.
Allegations of eavesdropping emerged during the inquiry.
در طول تحقیقات، ادعاهایی دربارهٔ استراق سمع مطرح شد.
نکتهٔ کاربردی
eavesdropping نام یک فعالیت و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ an incident of eavesdropping بگویید، نه an eavesdropping.
