ebb
C2اسم/US /ɛb/ ĕb; UK /ɛb/ ĕb/
جزر
JadoLearn Dictionary
معنی ebb به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جزر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عزلت اختیار کردن، منزوی شدن، بازنشسته کردن
کناره جوی کردن، کنار کشیدن
فاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
کاهش یافتن، کسر کردن، نقصان یافتن
بهآخر رسیدن، نقصان یافتن
ته رفتن، فرو رفتن، فرو نشستن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.