معنی ۱neutral · 85%
چوبی بسیار سخت و تیره که برای ساخت اشیای تزیینی و اجزای ظریف ارزشمند است.
مثالهای طبیعی
The craftsperson carved ebony into small chess pieces.
صنعتگر از چوب آبنوس مهرههای کوچک شطرنج تراشید.
The cabinet has handles made from ebony.
دستگیرههای این کمد از چوب آبنوس ساخته شدهاند.
Instrument makers prize ebony for its hardness.
سازندگان ساز بهخاطر سختیِ چوب آبنوس برای آن ارزش زیادی قائلاند.
نکتهٔ کاربردی
ebony در معنای جنس چوب غیرشمارشپذیر است؛ ebony-colored رنگی بسیار تیره را توصیف میکند.
