معنی ۱neutral · 86%
رویدادی که در آن خورشید یا ماه تا حدی یا بهطور کامل بهوسیلهٔ جرم آسمانی دیگری پوشانده میشود.
مثالهای طبیعی
A solar eclipse will be visible tomorrow.
فردا یک خورشیدگرفتگی قابل مشاهده خواهد بود.
During the eclipse, the sky grew darker.
هنگام گرفت، آسمان تاریکتر شد.
They travelled abroad to photograph several eclipses.
آنها برای عکاسی از چند خورشیدگرفتگی و ماهگرفتگی به خارج از کشور سفر کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای خورشید از solar و برای ماه از lunar استفاده میشود؛ eclipse شمارشپذیر است.
