مصرفکنندهٔ پول، انرژی یا مواد، بدون هدررفت غیرضروری
مثالهای طبیعی
Taking the train is more economical than driving alone.
سفر با قطار از رانندگیِ تنهایی مقرونبهصرفهتر است.
Our new heater is economical to run.
بخاری جدیدمان هزینهٔ کارکرد کمی دارد.
She chose an economical way to feed her family.
او راهی اقتصادی و کمهزینه برای تهیهٔ غذای خانوادهاش انتخاب کرد.
نکتهٔ کاربردی
Economical یعنی کممصرف یا صرفهجو در منابع؛ economic به مسائل اقتصاد یا امور مالی بهعنوان یک حوزه اشاره دارد.
