معنی ۱neutral · 86%
کاستن از مقدار پول یا منابع مصرفی برای صرفهجویی.
مثالهای طبیعی
We need to economize after the rent increase.
بعد از افزایش اجاره باید صرفهجویی کنیم.
She economizes on transport by cycling to work.
او با دوچرخهرفتن به محل کار، در هزینهٔ رفتوآمد صرفهجویی میکند.
During the drought, families economized on water.
در دوران خشکسالی خانوادهها در مصرف آب صرفهجویی کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای مشخصکردن هزینه یا منبع از on استفاده کنید: economize on heating، نه economize heating.
