احساس یا نشان دادن شادی و هیجان بسیار زیاد
مثالهای طبیعی
She was ecstatic about winning the scholarship.
او از گرفتن بورسیه سر از پا نمیشناخت.
Ecstatic fans cheered outside the stadium.
هواداران سرخوش بیرون ورزشگاه هورا کشیدند.
The grandparents seemed ecstatic when they heard the news.
پدربزرگ و مادربزرگ با شنیدن خبر از خوشحالی در پوست خود نمیگنجیدند.
نکتهٔ کاربردی
میتوان گفت ecstatic about a result یا ecstatic to hear good news. این صفت بسیار قوی است و absolutely ecstatic اغلب از very ecstatic طبیعیتر است.
