معنی ۱neutral · 85%
ماده یا نواری که در امتداد لبهٔ چیزی قرار میدهند تا آن را تکمیل یا مرزبندی کند.
مثالهای طبیعی
Low stone edging keeps the gravel off the lawn.
حاشیهچینی کوتاهِ سنگی مانع ریختن شنریزهها روی چمن میشود.
She stitched blue edging around the tablecloth.
او دور رومیزی نواری آبی دوخت.
The loose edging beside the tiles needs replacing.
حاشیهٔ شلشدهٔ کنار کاشیها باید تعویض شود.
نکتهٔ کاربردی
edging به جنس یا نوارِ روی مرز اشاره دارد؛ edge خودِ لبه یا مرز است.
