معنی ۱neutral · 86%
ایمن یا مناسب برای مصرف بهعنوان غذا.
مثالهای طبیعی
The garden includes several edible flowers.
در باغ چند نوع گل خوراکی وجود دارد.
The decorative covering is edible.
روکش تزئینی قابلخوردن است.
Not every wild mushroom is edible.
همهٔ قارچهای وحشی خوراکی نیستند.
نکتهٔ کاربردی
edible یعنی مناسب خوردن، نه لزوماً خوشمزه؛ eatable میتواند بر قابلقبولبودن مزه یا کیفیت تأکید کند.
ترکیبهای رایج
— گیاهی مناسب خوردن
