از راه آموزش یا تجربه، آگاهی یا نگرش اخلاقیِ کسی را ارتقا دادن.
مثالهای طبیعی
The lecturer hoped to edify the audience without lecturing them.
سخنران امیدوار بود بدون موعظهکردن، بر آگاهی مخاطبان بیفزاید.
Her memoir edified readers through stories of forgiveness.
خاطرات او از راه روایتهایی دربارهٔ بخشش، به خوانندگان درس اخلاق داد.
Can a short fable truly edify young listeners?
آیا یک حکایت کوتاه واقعاً میتواند به رشد فکری و اخلاقیِ شنوندگان کمسن کمک کند؟
نکتهٔ کاربردی
رسمی یا ادبی است؛ صفت edifying در نوشتههای معمول امروز بسیار رایجتر از خود فعل است.
