معنی ۱formal · 86%
توانمند در یادگیری یا رشد از راه آموزش
مثالهای طبیعی
The teacher insisted that every pupil was educable.
معلم تأکید داشت که همهٔ دانشآموزان تواناییِ یادگیری دارند.
Adults remain educable throughout their lives.
بزرگسالان در تمام طول زندگی همچنان آموزشپذیرند.
The managers considered these workplace skills educable rather than innate.
مدیران این مهارتهای کاری را آموختنی دانستند، نه ذاتی.
نکتهٔ کاربردی
educable به قابلیت یادگیری اشاره دارد، نه میزان تحصیلات، سواد یا هوشِ کنونیِ فرد.
