شخصی که تدریس میکند یا بهطور حرفهای در آموزش، تربیت یا توسعهٔ آموزشی فعالیت دارد
مثالهای طبیعی
She is an experienced educator specializing in adult literacy.
او آموزشگری باتجربه است که در سوادآموزی بزرگسالان تخصص دارد.
Educators debated how assessment should change.
آموزشگران دربارهٔ چگونگی تغییر ارزشیابی بحث کردند.
A leading educator chaired the curriculum review.
یک آموزشگر برجسته ریاست بازبینی برنامهٔ درسی را بر عهده داشت.
نکتهٔ کاربردی
`Educator` از `teacher` گستردهتر و اغلب رسمیتر است، بهویژه در سیاستگذاری، آموزش حرفهای، پژوهش و بافتهای تخصصی.
