معنی ۱neutral · 85%
بهشکلی عجیب، مرموز یا ناآرامکننده.
مثالهای طبیعی
The city was eerily quiet before sunrise.
شهر پیش از طلوع آفتاب بهطرزی وهمآور ساکت بود.
The twins looked eerily alike in the photograph.
دوقلوها در عکس بهشکل عجیبی شبیه هم به نظر میرسیدند.
An owl called eerily across the dark valley.
صدای جغدی بهطرزی دلهرهآور در سراسر درهٔ تاریک پیچید.
نکتهٔ کاربردی
eerily اغلب پیش از صفت میآید و کیفیتی ناآرامکننده را توصیف میکند؛ لزوماً به رخدادی فراطبیعی اشاره ندارد.
