توانایی یک روش، درمان یا اقدام برای ایجاد نتیجهٔ موردنظر.
مثالهای طبیعی
The researchers measured the treatment’s efficacy over six months.
پژوهشگران اثربخشی درمان را در طول شش ماه اندازهگیری کردند.
Managers questioned the efficacy of the new training program.
مدیران دربارهٔ اثربخشی برنامهٔ آموزشی جدید تردید داشتند.
Its efficacy remains uncertain without controlled testing.
بدون آزمونهای کنترلشده، اثربخشی آن همچنان نامشخص است.
نکتهٔ کاربردی
efficacy به رسیدن به اثر مطلوب مربوط است؛ efficiency میزان منابع یا زمان لازم برای رسیدن به آن را میسنجد.
