دارای عملکرد خوب با کمترین اتلاف ممکنِ زمان، انرژی یا پول
مثالهای طبیعی
This washing machine is more efficient than our old one.
این ماشین لباسشویی از مدل قبلیمان کارآمدتر است.
An efficient assistant organized the files in minutes.
دستیار کارآمد ظرف چند دقیقه فایلها را مرتب کرد.
We need to be efficient with our time.
باید از وقتمان بهشکل بهینه استفاده کنیم.
نکتهٔ کاربردی
Effective یعنی نتیجهٔ دلخواه را به دست میآورد؛ efficient علاوه بر آن بر اتلاف کم منابع تأکید میکند.
