تندیس یا تصویری نمادین از یک شخص، که اغلب برای اعتراض به او به نمایش گذاشته میشود.
مثالهای طبیعی
Protesters carried an effigy of the minister through the square.
معترضان آدمکی شبیه وزیر را در میدان حمل کردند.
The museum displayed an effigy from a historic protest.
موزه آدمکی نمادین از اعتراضی تاریخی را به نمایش گذاشت.
Several effigies were burned outside the government building.
چند آدمک نمادین بیرون ساختمان دولت به آتش کشیده شدند.
نکتهٔ کاربردی
effigy بازنماییِ یک فرد است، نه خود او؛ اصطلاح burn in effigy به اعتراضی نمادین اشاره میکند.
