بخار، گاز یا بوی تند و ناخوشایندی که از چیزی برمیخیزد
مثالهای طبیعی
A foul effluvium rose from the stagnant ditch.
بوی متعفنی از جویِ آب راکد بلند شد.
Residents reported effluvia from the overflowing landfill.
ساکنان از بوهای نامطبوعِ برخاسته از محل دفن زبالهٔ سرریزشده گزارش دادند.
Dust and effluvium escaped when the cellar door opened.
با باز شدن درِ زیرزمین، گردوغبار و بوی ناخوشایندی بیرون زد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه رسمی و کمکاربرد است؛ smell، stench یا fumes در گفتار رایجترند. effluvium معمولاً گازی است، درحالیکه effluent در نقش اسم به پسابِ مایع اشاره میکند.
