معنی ۱formal · 85%
ابراز ناگهانی و فراوانِ احساسی قوی، بهویژه در گفتار یا نوشتار.
مثالهای طبیعی
Her letter contained an effusion of gratitude.
نامهٔ او سرشار از ابراز صمیمانهٔ سپاسگزاری بود.
His effusions of affection surprised his distant relatives.
ابرازهای پرشور محبت او بستگان دورش را غافلگیر کرد.
The winner interrupted the effusion of praise with a joke.
برنده با یک شوخی، سیل تعریف و تمجیدها را قطع کرد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه اغلب ادبی است؛ effusion نشان میدهد احساسات در مقیاسی بیش از حد معمول سرازیر شدهاند.
