کسی که معتقد است همهٔ افراد باید از حقوق و فرصتهای برابر برخوردار باشند.
مثالهای طبیعی
An egalitarian argued for fair access to universities.
یکی از برابریخواهان از دسترسی عادلانه به دانشگاهها دفاع کرد.
The manager called herself an egalitarian and rejected special privileges.
مدیر خود را برابریخواه میدانست و امتیازهای ویژه را رد میکرد.
Egalitarians in the group supported equal voting rights.
برابریخواهان آن گروه از حق رأی برابر حمایت کردند.
نکتهٔ کاربردی
egalitarian در این کاربرد نام شخصی است که از برابری حمایت میکند؛ egalitarianism نام این باور یا اصل است.
