گرایش به مقدمدانستن منافع یا نیازهای خود بر منافع و نیازهای دیگران.
مثالهای طبیعی
His egoism made sharing credit with colleagues difficult.
خودخواهی او باعث شده بود سهیمکردن همکاران در اعتبار موفقیتها برایش دشوار باشد.
The novel explores egoism beneath outward generosity.
رمان خودخواهیِ پنهان در پسِ بخشندگیِ ظاهری را بررسی میکند.
She argued that ambition need not imply egoism.
او استدلال کرد که جاهطلبی لزوماً به معنای خودخواهی نیست.
نکتهٔ کاربردی
egoism بر منفعتطلبی شخصی تأکید دارد؛ egotism بیشتر به خودبزرگبینی و حرفزدن افراطی دربارهٔ خود اشاره میکند.
