معنی ۱neutral · 85%
مربوط به کشور مصر، مردم آن یا فرهنگش.
مثالهای طبیعی
We learned an Egyptian recipe yesterday.
دیروز طرز تهیهٔ یک غذای مصری را یاد گرفتیم.
These Egyptian paintings are centuries old.
این نقاشیهای مصری چند قرن قدمت دارند.
My new colleague is Egyptian.
همکار جدیدم مصری است.
نکتهٔ کاربردی
واژهٔ Egyptian حتی در میانهٔ جمله هم باید با E بزرگ نوشته شود.
ترکیبهای رایج
— خوراک یا غذاهای مصر
