بسیار مفصل و پیچیده، چون بخشها یا مراحل زیادی با دقت توسعه داده شدهاند
مثالهای طبیعی
Police uncovered an elaborate scheme involving several shell companies.
پلیس طرحی پیچیده شامل چند شرکت صوری را کشف کرد.
The approval process is more elaborate than before.
فرایند تأیید از قبل پیچیدهتر و مفصلتر است.
She gave an elaborate explanation of the model's assumptions.
او توضیحی مفصل دربارهٔ فرضهای مدل ارائه کرد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بر جزئیات و پیچیدگی تأکید دارد، اغلب به این دلیل که چیزی با دقت برنامهریزی یا توسعه داده شده است.
