معنی ۱neutral · 85%
احساس بسیار شدید شادی و هیجان، بهویژه پس از یک موفقیت.
مثالهای طبیعی
There was elation in the stadium after the winning goal.
پس از گل پیروزی، شادی و سرخوشی ورزشگاه را فراگرفت.
She could barely hide her elation at the promotion.
او بهسختی میتوانست خوشحالی شدیدش از ارتقای شغلی را پنهان کند.
Their initial elation faded when the results were revised.
وقتی نتایج بازنگری شدند، شور و شادی اولیهٔ آنها فروکش کرد.
نکتهٔ کاربردی
elation از رضایت معمولی شدیدتر است و اغلب پس از رویدادی موفقیتآمیز یا امیدوارکننده رخ میدهد.
